الهه مادر؛ یکی از کهنترین سوژههای هنری
زن و مادر از آغاز تاریخ، جایگاهی ویژه در هنر داشتهاند. انسان در دورههای کهن مجسمههای زیادی از گل یا سنگ، با عنوان الهه زن یا الهه مادر خلق کرده است.
در گذشته، هنرمندان این پیکرهها را با هدفی فراتر از زیبایی میساختند. آنها به باورها و آیینهای مذهبی خود جان میبخشیدند. زن برای مردمان آن دوران، موجودی پیچیده و پررمز و راز بود و این حس در فرم و جزئیات آثار نمایان میشد.
نمادها و باورهای آیینی
پیکرههای زنان، نماد زایش و باروری بودند. در جهانبینی باستانی، زن نماد اسطوره و راز آفرینش به شمار میرفت. خدابانوها، نخستین تصویرهای شناختهشده از ویژگیهای زنانه هستند. آنها نهتنها مادر انسانها بلکه مادر همه موجودات زنده به حساب میآمدند. نقش حیوانات همراه این پیکرهها نیز این مفهوم را تأیید میکند.
باستانشناسان این آثار را در گذشته «ونوس» مینامیدند، اما امروزه آنها را با نام الهه باروری میشناسند. این الههها، نماد برکت و بخشندگی بوده و مردم باور داشتند حضورشان برکت را به همراه میآورد.
جایگاه الهه مادر در زندگی باستانی
در دوران باستان، مردم الهه مادر را در زمینهای کشاورزی قرار میدادند تا خاک حاصلخیز شود و محصول بیشتری به بار بیاید. نگهداری آن در معابد یا خانهها را راهی برای طلب باران، فراوانی و فرزند میدانستند.
بازآفرینی الهه مادر توسط گروه هنری دستان
این اثر، بازآفرینی تندیس باستانی الهه مادر است. نسخه اصلی متعلق به هزاره اول پیش از میلاد و کشفشده در منطقه حصار است. هماکنون نمونه اصلی در موزه ایران باستان نگهداری میشود.
گروه هنری دستان این مجسمه را با سفال دستساز در دمای ۸۵۰ درجه پخت و سپس با لعاب فیروزهای در دمای ۹۵۰ درجه کامل کرد. نتیجه، اثری اصیل و الهامگرفته از فرهنگ کهن ایران است که علاوه بر ارزش هنری، حس گرما و صمیمیت به فضا میبخشد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.